تبلیغات
مسجد جامع شهرک ابوذر غفاری - کانون فرهنگی و هنری رایة المهدی - مطالب م بازیار
مسجد جامع شهرک ابوذر غفاری - کانون فرهنگی و هنری رایة المهدی
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وب سایت متعلق به کانون فرهنگی وهنری رایة المهدی مسجد جامع شهرك ابوذر شهرستان شوش دانیال(ع) می باشد.
لطفا جهت برقراری ارتباط با ما از طریق لینک تماس با ما اقدام فرمایید و همچنین جهت ارسال مطالب خود برای قرار دادن در سایت با پست های الکترونیک زیر مکاتبه کنید. از حسن همکاری شما کمال تشکر را داریم.
mjabozar@gmail.com
eb.bazyar@gmail.com

مدیر وبلاگ : م بازیار
نظرسنجی
شما مایلید در سایت بیشتر به چه موضوعاتی پرداخته شود؟







امام زمان (عج)قیام مصر

یکی از نشانه های ظهور که در روایات مطرح شده، ورود نیروهای غربی یا مغربی به مصر است. شیخ طوسی در کتاب الغیبة، ص 463، از عمار یاسر نقل می کند که گفت: دولت اهل بیتِ پیغمبر شما در آخر الزمان خواهد بود و ظهور آن دولت علاماتى دارد: (از آن جمله) ... غربیان به مصر حمله می آورند. وقتى آنها وارد مصر شدند، همین علامت آمدن سفیانى است
------------------------------------------
از امام علی علیه السلام نقل شده که فرمود:

... فَانْظُرُوا إِلَى أَصْحَابِ الْبَرَاذِینِ الشُّهْبِ وَ الرَّایَاتِ الصُّفْرِ تُقْبِلُ مِنَ الْمَغْرِبِ حَتَّى تَحُلَّ بِالشَّامِ؛ هنگامى كه دو نفر مدعى حكومت در شام به جان هم افتادند، علامتى از علائم الهى است. ... وقتى آن روز فرا رسید، خواهى دید كه سواران مرکب های غیر عربی سفید و سیاه و پرچم هاى زرد، از سمت مغرب می آیند تا به شام می رسند. در این موقع فرزند هند جگر خوار (سفیانى) خروج می کند و پس از آن باید منتظر خروج مهدی علیه السلام باشید

----------

برای خواندن متن کامل این تحلیل ها کلیک کنید





نوع مطلب : مهدویت، سیاست، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
م بازیار
چهارشنبه 27 بهمن 1389

8 روایت درباره مختار ثقفی

قیام مختار


اشاره:

مختار ثقفی از جمله چهره های جنجالی تاریخ است که درباره ابعاد شخصیتی او دیدگاه های ضد و نقیضی وجود دارد. تذکره نویسان اموی و تارخ نویسان دربار جور، هر چه می توانستند در تحریف و ترور شخصیت وی قلم فرساییده اند. اما قدر مسلم، حرکت تاریخی مختار و خونخواهی او از حسین علیه السلام، که بنا به قولی مورد تایید امام زمان، حضرت زید العابدین علیه السلام، نیز واقع گردیده است چیزی نیست که بشود با چنین تحریفاتی از ذهن تاریخ پاک کرد.

در مقال حاضر خواهید دید که در منابع روایی ما، دو گونه مواجهه با وی شده است: روایت های در تایید او وروایتهایی در مذمت او.

اما اینکه کدام دسته از روایت ها نزدیک به واقع است چیزی است که با مطالعه این مقاله بدان خواهید رسید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : قرآنی، 
برچسب ها : مختارنامه، قیام مختار ثقفی،
لینک های مرتبط : تبیان،
م بازیار
چهارشنبه 27 بهمن 1389

j6oygu0smfvn5c5kyrcp.jpg

اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ


خدایا بلاء عظیم گشته و درون آشكار شد و پرده از كارها برداشته شد و امید قطع شد


وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْكَ


و زمین تنگ شد و از ریزش رحمت آسمان جلوگیرى شد و تویى یاور و شكوه بسوى تو است


الْمُشْتَكى وَعَلَیْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى


و اعتماد و تكیه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدایا درود فرست بر


مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ


محمد و آل محمد آن زمامدارانى كه پیرویشان را بر ما واجب كردى و بدین سبب مقام


وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً كَلَمْحِ


و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ایشان به ما گشایشى ده فورى و نزدیك مانند


الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِكْفِیانى


چشم بر هم زدن یا نزدیكتر اى محمد اى على اى على اى محمد مرا كفایت كنید


فَاِنَّكُما كافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ


كه شمایید كفایت كننده ام و مرا یارى كنید كه شمایید یاور من اى سرور ما اى صاحب


الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ


الزمان فریاد، فریاد، فریاد، دریاب مرا دریاب مرا دریاب مرا همین ساعت


السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ


همین ساعت هم اكنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترین مهربانان به حق


مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ


محمد و آل پاكیزه اش

zb345nvioik3npsppyw.jpg

بیایید برای انس با امام زمان(عج) همین حالا دعای فرج بخوانیم و 
چشم بر محرمات ببندیم و ترک گناه را آغاز کنیم. چرا که ترک گناه سر آغاز رسیدن به سعادت ابدیست.

تعجیل در ظهور مهدی فاطمه(عج) صلوات.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
م بازیار
جمعه 8 بهمن 1389

koqp2jtoi99wcdp7wz5t.jpg

ظهور حضرت حجت(عج) از اموری است كه در اسلام نسبت به آنها به شدت تأكید شده و در حتمیت آن ذره ای شك و شبهه وجود ندارد. پیش از این گفتیم كه در آیاتی نظیر آیة 55 سورة نور، خداوند متعال به مؤمنان وعده داده است كه فرمانروای زمین گردند و بر آن سیطره یابند.

6ynw60wr9j1wemwywty.jpg

صحبت كردن از حضرت مهدی(ع) و نشانه های ظهور ایشان در واقع صحبت كردن از حوادثی است كه بناست در آینده اتفاق بیفتد و لذا بجاست كه از خود بپرسیم: اگر در مورد احادیث نقل شده در این زمینه بررسی اسناد صورت گرفت و مطمئن شدیم كه آنها از معصوم(ع) صادر شده است، آیا می توان مطمئن بود كه حتماً همة آن حوادث آن گونه كه در روایات شریف ما آمده اند وقوع یابند؟ پاسخ به این پرسش در كتب عقیدتی و فلسفی تحت عنوان «بداء» داده می شود كه طی این بخش از مطالب به آن می پردازیم.

«بداء» در لغت به معنای ظهور و روشن شدن پس از مخفی بودن چیزی است و اصطلاحاً به روشن شدن چیزی پس از مخفی بودن از مردم اطلاق می شود؛ بدین معنا كه خداوند متعال بنا بر مصلحتی، مسئله ای را از زبان پیامبر یا ولی ای از اولیای خویش به گونه ای تبیین می كند و سپس در مقام عمل و ظهور و بروز، غیر آن را به مردم نشان می دهد. در قرآن آمده است:
خداوند هر چه را بخواهد محو یا اثبات می كند در حالی كه ام الكتاب نزد اوست و خود می داند عاقبت هر چیزی چیست.1

j0cja84nvyiws45vvvie.jpg

و در آیه ای دیگر: و بدالهم سیّئات ما كسبوا.2
بدی هایی را خود كسب كرده بودند و برای آنها مخفی بود برایشان نمایان شد.
یا: ثمّ بدالهم من بعد ما رأؤا الآیات.3
پس از آنكه نشانه ها را دیدند حقیقت امر بر آنها روشن شد.
این ظهور پس از خفا، تنها برای انسان رخ می دهد و در مورد
خداوند متعال ابداً صدق نمی كند وگرنه لازمه اش این است كه خداوند نسبت به آن موضوع جهل داشته باشد كه این امر محالی است. خداوند، چنانكه قرآن كریم می فرماید به همه چیز آگاه و داناست 4 و نسبت به همه چیز در همة زمان ها و مكان ها چه حاضر باشند و چه غایب، چه موجود باشند و چه فانی و چه در آینده به وجود بیایند، علم حضوری دارد. قرآن كریم در این زمینه می فرماید:
هیچ چیزی در آسمان و زمین از نظر خداوند متعال مخفی نمی شود.5
از همین روست كه مسئلة بداء و ظاهر كردن آن امر مخفی به خداوند نسبت داده می شود:
و بدالهم من الله مالم یكونوا یحتسبون.6
خداوند آنچه را گمان نمی كردند، برای آنها ظاهر كرد.
براساس آیة:خداوند چیزی را كه از آنِ مردمی است دگرگون نكند تا آن مردم خود دگرگون شوند.7
و با استفاده از دیگر آیات و روایات می توان چنین برداشت كرد كه برخی اعمال حسنه نظیر: صدقه، احسان به دیگران، صلة رحم، نیكی به پدر و مادر، استغفار و توبه، شكر نعمت و ادای حقّ آن و... سرنوشت شخص را تغییر داده و رزق و عمر و بركت زندگی اش را افزایش می دهد، همان طور كه اعمال بد و ناشایست اثر عكس آن را بر زندگی شخص می گذارد.
پیش از شرح این عبارت كه بداء در حقیقت ظاهر شدن چیزی است كه از ناحیة خداوند متعال برای مردم مخفی و برای خودش مشخص بود، لازم است یادآور شویم كه خداوند متعال بنا بر آیات قرآن دو لوح دارد:

الف) لوح محفوظ

لوحی كه آنچه در آن نوشته می شود؛ پاك نشده و مقدّرات آن تغییر نمی یابند؛ چون مطابق با علم الهی است:
بَل هُوَ قُرآنٌ مَجیدٌ فی لَوحٍ مَحفوظٍ.8
بلكه آن قرآن مجیدی است كه در لوح محفوظ ثبت گردیده است.

ب) لوح محو و اثبات
بنا بر شرایط و سننی از سنت های الهی، سرنوشت شخص یا جریانی به شكلی خاص می شود، با از بین رفتن آن سنت ها یا مطرح شدن سنت های جدید سرنوشت آن شخص یا آن جریان تحت الشعاع سنت های جدید قرار می گیرد. به عنوان مثال بناست كه شخص در سن 20 سالگی فوت كند امّا به واسطة صلة رحم یا صدقه ای كه می دهد، 30 سال به عمرش اضافه می شود و تا 50 سالگی زنده می ماند یا به عكس، آن شخص بناست 50 سال عمر كند به واسطة گناه كبیره ای خاص، 30 سال از عمرش كاسته می شود در همان 20 سالگی می میرد. كه البته خداوند متعال از اوّل می دانست كه بناست اوّلی 50 سال و دومی 20 سال عمر كند ولی برای روشن شدن این سنت های الهی مطلب به این شكل از زبان پیامبران یا اولیای الهی(ع) بیان می شود.

در قرآن كریم هم آمده است:
یمحوا الله ما یشاء و یثبت و عنده امّ الكتاب.9
یا این آیه:
آنگاه مدتی را [برای شما عمر] مقرّر داشت و اجل حتمی نزد اوست.10
با توجه به این دو لوح و مطالبی كه تا به حال به آنها پرداختیم، این پرسش به ذهن می رسد كه: آیا ظهور حضرت مهدی(ع) و نشانه هایی كه برای آن بیان شده است، در لوح محفوظ اند یا محو و اثبات. به عبارت دیگر آیا ممكن است اصلاً مسئله ای به نام ظهور ایشان تا آخر عمر بشریت و هستی اتفاق نیفتد یا ظهور بدون تحقّق نشانه ها رخ دهد یا همة نشانه ها باید رخ دهند؟ در پاسخ به این پرسش باید نشانه های ظهور را به دو دسته تقسیم كنیم:
1. امور و علایم مشروط
2. امور و علایم حتمی. آنگونه كه امام باقر(ع) امور را به موقوفه و حتمیه11 و امام صادق(ع) به حتمی12 و غیر حتمی تقسیم كرده اند. مسئلة بداء هم در چهار زمینه با موضوع ظهور حضرت مهدی(ع) ارتباط می یابد:

1. نشانه های مشروط و غیر حتمی ظهور

 

جز نشانه هایی كه صراحتاً در احادیث به حتمی بودن آنها اشاره شده است، بقیة نشانه های ظهور همگی از امور موقوفه به شمار می روند، چنانكه بزرگانی مانند شیخ مفید، شیخ صدوق و شیخ طوسی بدان تصریح كرده اند. بدین معنا كه به جز نشانه های حتمی ظهور بقیة آنها بنا بر مشیت و ارادة الهی ممكن است دچار تغییر و تبدیل، تقدّم یا تأخّر شوند. به عبارت دیگر آنها از جمله امور لوح محو و اثبات به حساب می آیند و ممكن است با تغییر و تبدیل در شرایط آنها و عوض شدن علل رخ دادن آنها به گونة دیگری پدید آیند یا اصلاً رخ ندهند. البته بسیاری از رویدادهایی كه در احادیث ما به آنها اشاره شده است تا كنون اتفاق افتاده اند و دچار بداء در اصل تحقّق خویش نشده اند.
مثلاً اگر در حدیث به نزول بلایی (مشروط) اشاره شده باشد به واسطة توسل و استغفار مؤمنان و مسلمانان ممكن است در نزول آن تأخیر رخ دهد یا اصلاً چنین بلایی به جهت عظمت عمل صالح ایشان نازل نشود یا اینكه با برخی اعمال صالح یا ناصالح ظهور حضرت را دچار تعجیل یا تأخیر كنند.

شاید بتوان علت بیان چنین اخباری را این دانست كه اگر مسئله به این شكل تبیین نمی شد، مؤمنان هم از احتمال حدوث آن حادثه باخبر نمی شدند و بدان مبتلا می گشتند امّا پس از صدور حدیث از ناحیة معصوم(ع) و آگاه شدن مؤمنان و مسلمانان از آن، با دعا و توسل و استغفار از پدید آمدن چنان حادثة ناگواری ممانعت به عمل آورند یا سبب حدوث اتفاقی خوشایند شوند. البته فراموش نكنیم كه عكس این مطلب هم كاملاً صادق است به این معنا كه شخص معصوم(ع) با اعلام نزول بلا و علّت آن، حجت را بر مردم تمام می كنند كه شما با وجود آنكه می توانستید، آن بلا را از خویش دفع نكردید یا فلان خیر را به سوی خویش جلب ننمودید و از همین روست كه روایت شده است:
خداوند متعال، به چیزی مثل بداء عبادت نشده است.13

2. علایم ظهور و امور حتمی

پنج مورد از نشانه های ظهور در بسیاری از روایات كه از حدّ تواتر گذشته است؛ از جمله نشانه های حتمی ظهور برشمرده شده اند:
خروج سیّد خراسانی و یمانی، ندای آسمانی مبنی بر حقّانیت حضرت مهدی(ع)، شهادت نفس زكیّه و فرو رفتن سپاهیان سفیانی در منطقة بیداء (بیابان بین مدینه و مكّه).14
این نشانه های پنج گانه را احادیث از علایم حتمی شمرده و هیچ گونه احتمال بدایی در مورد تحقّق آنها نداده اند وگرنه خلاف حتمی بودن آنها می شد. این نشانه ها شدیداً با مسئلة ظهور ارتباط داشته و همگی مقارن ظهور رخ خواهند داد ان شاءالله. بزرگوارانی چون مرحوم آیت الله خویی در پاسخ به نویسندة كتاب سفیانی و علامات ظهور15، علّامه سیّد جعفر مرتضی عاملی، در كتاب خویش و شیخ طوسی، در غیبت خویش16 نسبت به این موضوع تصریح و اذعان كرده اند كه:
هر چند بنابر تغییر مصلحت ها با تغییر شروط اخباری كه به حوادث آینده می پردازند، ممكن است دچار تغییر و تبدیل شوند؛ جز آنكه روایت تصریح كرده باشد كه وقوع آن جریان حتمی است كه (با توجه به اعتماد ما به معصومین(ع)) ما هم یقین به حدوث آنها در آینده پیدا می كنیم و قاطعانه می گوییم در آینده چنین خواهد شد.17
اشكال اساسی كه به این نظر گرفته می شود؛ متكی به حدیثی است كه نعمانی در كتاب خویش آورده است كه: ابوهاشم داوود بن قاسم جعفری گفته است: نزد امام جواد(ع) بودیم و صحبت از حتمی بودن آمدن سفیانی شد، از آن حضرت پرسیدم: آیا در مورد امور حتمی هم بداء رخ می دهد؟ فرمودند: آری. گفتم: می ترسم در مورد خود حضرت مهدی(ع) بداء رخ دهد. حضرت فرمودند:
ظهور حضرت مهدی(ع) وعدة الهی است و خداوند خلف وعده نمی كند.18
علّامه مجلسی، هم در بحارالانوار پس از نقل این حدیث این
توضیح را اضافه كرده اند كه:
شاید محتوم، معانی مختلفی داشته باشد كه با توجه به اختلاف در تعاریف ممكن است در مورد برخی از آنها بداء رخ بدهد. مضاف بر اینكه شاید منظور از بداء در مورد خصوصیات آن حادثة محتوم و حتمی باشد و نه اصل تحقّق آن، كه مثلاً پیش از زوال حكومت بنی عباس سفیانی جنبش های خویش را آغاز می كند.19
این فرضیه چندان قابل قبول نیست؛ زیرا در صورت پذیرفتن آن، چه فرقی بین حتمی و غیر حتمی خواهد بود؟ مضاف بر اینكه روایت مورد بحث ما از حیث سند، ضعیف است.20 در ضمن نمی توان از آن همه حدیث و روایتی كه به شدت بر حتمی بودن این پنج نشانه و امتناع احتمال رخ دادن بداء در آنها تأكید می كنند، چشم پوشی كرد و به احادیث انگشت شماری از این دسته تمسك نمود؛ چون ممكن است در شرایط خاصی (به فرض قوت و اعتبار سندی آنها) معصوم(ع) مجبور شده باشند از روی تقیه، چنین سخنی بگویند.
عبدالملك بن اعین گوید: به امام باقر(ع) در مورد حضرت مهدی(ع) گفتم: می ترسم كه زود بیایند و سفیانی نباشد. حضرت فرمودند:
والله نه. سفیانی از حتمیاتی است كه حتماً خواهد آمد.21
امور یا موقوفه اند یا حتمیه كه سفیانی از دستة حتمیاتی است كه حتماً خواهد بود.22
یا امام صادق(ع) فرمودند:
از حتمیاتی كه پیش از قیام حضرت مهدی(ع) خواهند بود اینهاست: شورش سفیانی، فرو رفتن در بیداء، شهادت نفس زكیّه و منادی كه از آسمان ندا در دهد.23
حمران بن اعین از امام باقر(ع) راجع به آیة:
ثمّ قضی اجلاً و اجلٌ مسمّی عنده؛24
می پرسد. حضرت می فرمایند:
دو اجل وجود دارد: محتوم و موقوف.
- محتوم چیست؟
- جز آن نخواهد شد.
- و موقوف؟
- مشیت الهی در رابطة آن جاری می شود.
- امیدوارم كه سفیانی جزء موقوف ها باشد.
- والله كه نه و از محتومات است. 25

3. بداء و قیام حضرت مهدی(ع)

v0k2ej0cad7xt1o3iwec.jpg

ظهور حضرت حجت(ع) از اموری است كه در اسلام نسبت به آنها به شدت تأكید شده و در حتمیت آن ذره ای شك و شبهه وجود ندارد. پیش از این گفتیم كه در آیاتی نظیر آیة 55 سورة نور، خداوند متعال به مؤمنان وعده داده است كه فرمانروای زمین گردند و بر آن سیطره یابند كه چنین واقعه ای در تمام طول تاریخ تا كنون اتفاق نیفتاده است و از آنجا كه « ان الله لا یخلف المعیاد26 و خداوند در وعدة خویش تخلف نمی كند، در آینده ای دور یا نزدیك حتماً چنین اتفاقی خواهد افتاد. ان شاء الله.
علاوه بر اینكه در موارد بسیاری رسول مكرم اسلام(ص) و معصومین(ع) شدیداً تأكید نموده اند كه:
حتی اگر از عمر هستی بیش از یك روز باقی نمانده باشد، خداوند آن قدر این روز را طولانی می كند كه حضرت مهدی(ع) ظهور كرده و جهان را مملو از قسط و عدل گردانند.27

4. تعیین زمان ظهور حضرت مهدی(ع)
بسیاری از روایات، ما را از توقیت (مشخص كردن زمان ظهور) یا تعیین محدودة زمانی برای ظهور حضرت به شدت نهی كرده اند و شیعیان را امر كرده اند كه هر كه را چنین كرد تكذیب كنند و دروغ گو بشمارند؛ زیرا این مطلب در زمرة اسرار الهی است و كسی آن را نمی داند؛ امام صادق(ع) به محمدبن مسلم فرمودند:
محمد! اگر كسی وقتی از جانب ما برای ظهور حضرت مهدی(ع) نقل كرد، از تكذیب كردن او نترس! چرا كه ما برای احدی تعیین وقت نمی كنیم.28
وقتی فضیل از امام باقر(ع) می پرسد كه آیا این مسئله وقت مشخص دارد؟ حضرت سه مرتبه می فرمایند: «آنها كه وقت تعیین می كنند دروغ می گویند&raquo.29 یكی از یاران امام ششم(ع) به ایشان عرضه می دارد: این مسئله ای كه چشم انتظارش هستیم كی خواهد آمد؟ حضرت می فرمایند:
ای مهزم! آنها كه وقت تعیین كنند دروغ می گویند، آنها كه عجله كنند هلاك می شوند و آنها كه تسلیم امر خداوند باشند نجات می یابند و به سوی ما باز می گردند.30
آنگونه كه از احادیث برمی آید، ظهور حضرت حجت(ص) از جمله اموری است كه خداوند متعال آن را از مردم پنهان نموده است و هر زمان كه خداوند تبارك و تعالی اراده كنند و شرایط و علل فراهم و مناسب باشد؛ زمین را از بركات وجودی آن امام همام(ع) بهره مند خواهند نمود.

البته نهی از تعیین وقت، شامل نشانه های حتمی ظهور نمی شود؛ چرا كه خود معصومین(ع) در این موارد به فاصلة زمانی میان حدوث آن نشانة حتمی و ظهور حضرت اشاره كرده اند كه مثلاً از ابتدای شورش سفیانی تا قیام حضرت بیش از 9 ماه طول نخواهد كشید یا مثلاً 15 روز پس از شهادت نفس زكیّه حضرت در مكه ظهور می كنند. ولیكن دیگر نشانه ها حداكثر به این اشاره می كنند كه ظهور آن وجود مقدس نزدیك شده است و نه بیش از این. چنانكه دیدیم برخی از نشانه های ظهور قرن هاست كه اتفاق افتاده اند و گذشته اند و هنوز ظهور رخ نداده است. كه البته به جهت ایجاد امید در دل شیعیان مبنی بر نزدیك شدن ظهور معصوم(ع) از آن به عنوان نشانة قیام حضرت صاحب(ع) یاد كرده اند.

ضمناً اگر بنا بود زمان ظهور مشخص شود و همگان بدانند كه ایشان بناست چه زمانی قیام جهانی خویش را آغاز كنند؛ ستمگران و ظالمان تمام عِدّه و عُدّه خویش را برای آن روز مهیا و آماده می كردند ـ كه به خیال خام و واهی خود ـ آن نور الهی را خاموش كنند و نگذارند عدالت را در جهان گسترش دهند و مؤمنان و مستضعفانی هم كه قرن ها با حدوث این حادثة عظیم و بزرگ فاصله داشتند مبتلا به یأس و كسالت و خمودی می شدند حال آنكه قرن هاست بسیاری در انتظار آن یار غایب از نظر، دیده ها را خون بار كرده و هر صبح و شام دست دعا به تعجیل در فرج ایشان برداشته اند و امید دارند كه در زمرة یاران و یاوران ایشان باشند. مشخص نبودن زمان ظهور خواب از چشم های ستمگران ربوده و هر صبح و شام از این هراسناكند كه شاید آن عزیز مقتدر امروز ظهور كند و پایه های حكومت شیطانی شان را درهم شكند.
به امید آنكه آن روز را ببینیم و از یاوران حضرتش باشیم. ان شاءالله.

----------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها :

1. سورة رعد(13)، آیة 39.
2 . سورة زمر(39)، آیة 48.
3 . سورة یوسف(12)، آیة 35.
4 . سورة نساء (4)، آیة 35.
5 . سورة آل عمران (3)، آیة 5.
6 . سورة زمر(39)، آیة 48.
7 . سورة رعد(13)، آیة 11.
8 . سورة بروج(85)، آیات 21 و 22.
9 . سورة رعد(13)، آیة 39.
10. سورة انعام(6)، آیة 2.
11. نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبة، ص204؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج52، ص249.
12. نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص202.
13. كلینی، اصول كافی، ج 1، باب البدأ، ح 1 و صدوق، محمد بن علی بن حسین، التوحید، باب 54، ح 2.
14. صدوق، محمد بن علی بن حسین، كمال الدین، ج2، ص650، طوسی، محمد بن حسن، الغیبة ص267، نعمانی، همان، صص169 و 172؛ مجلسی، محمد باقر، همان؛ ج52، ص204، طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری، ص426؛صافی گلپایگانی، لطف الله، منتخب الاثر، صص439 و 455.
15. فقیه، محمد، السفیانی و علامات الظهور، ص102.
16. عاملی، جعفر مرتضی، دراسته فی علامات الظهور، ص60.
17. طوسی، محمد بن حسن، همان، ص265.
18. نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص205، مجلسی، محمد باقر، همان، ج52، ص250.
19. مجلسی، محمد باقر، همان، ج52، ص251.
20. رك: فقیه، محمد، همان، ص102.
21. نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص203؛ مجلسی، محمد باقر، همان، ج52، ص249.
22. نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص204؛ مجلسی، محمد باقر، همان، ج52، ص249.
23. نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص176، صافی گلپایگانی، لطف الله، همان، ص455.
24. سورة انعام، آیة 2.
25. مجلسی، محمد باقر، همان، ج52، ص249.
26. سورة آل عمران(3)، آیة 9.
27. رك: شیخ مفید، الارشاد، ج2، ص340، طبرسی، فضل بن حسن، همان، ص401، مجلسی، محمد باقر، همان، ج51، ص133.
28. نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص195، طوسی، محمد بن حسن، همان، ص262؛ آل سید حیدر، مصطفی، بشارةالاسلام، ص298، مجلسی، محمد باقر، همان، ج52، ص104.
29. طوسی، محمد بن حسن، همان، ص262؛ مجلسی، محمد باقر، همان، ج52، ص103؛ صافی گلپایگانی، لطف الله، همان، ص463.
30. نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص198؛ طوسی، محمد بن حسن، همان، ص262؛ مجلسی، محمد باقر، همان، ج52، ص104؛ آل سید حیدر، مصطفی، همان، ص299؛ صافی گلپایگانی، لطف الله، همان، ص463

برای دانلود یا مشاهده عکسها در ابعاد بزرگتر بر روی عکسها کلیک کنید. نظر یادتون نره 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
م بازیار
جمعه 8 بهمن 1389

srlj6rdq3u91p4b1mxgy.jpg

مقدمه


روز قیامت صحنه هاى تکان دهنده و در عین حال آموزنده اى دارد که مى توان از آنها براى تنظیم زندگى معنوى و تکامل روحى در سایه آیات الهى استفاده کرد؛ روزى که به تعبیر قرآن کریم: «یُبَصَّرُونَهُمْ یَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ یَفْتَدی مِنْ عَذابِ یَوْمِئِذٍ بِبَنیهِ * وَ صاحِبَتِهِ وَ أَخیهِ * وَ فَصیلَتِهِ الَّتی تُوءْویهِ * وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ جَمیعاً ثُمَّ یُنْجیهِ»؛

«آنها را نشانشان مى دهند، [روزى است که] انسانِ خطا کار دوست دارد فرزندانش، همسرش، برادرش و قبیله اش را که از او حمایت مى کرد و تمامى انسانهاى روى زمین را فدا کند تا مایه نجاتش گردند.»

و نیز روز حسرت و پشیمانى است.

w8lesk678exih1unc0.jpg

عوامل این حسرت و پشیمانى بسیار است و بررسى همه آنها مجالى وسیع مى طلبد. در اینجا تنها به ذکر دو عامل مى پردازیم که بسیار مهم است و در شدت اهمیت آن همین بس که آیاتى چند از سوره هاى قرآن کریم به آن اختصاص یافته: یکى از این دو عامل دوست شدن با دوستان ناباب و گمراه کننده است که انسان را از راه حق منحرف مى سازند و دیگرى نداشتن دوستان خوب است که در سایه آنها، انسان خطا کار مى تواند از آتش قهر و عذاب الهى نجات یابد.

ضرورت دوست یابى
انسان ذاتا موجودى اجتماعى است و نمى تواند به تنهایى و به دور از اجتماعات انسانى زندگى کند. افراد بسیار کمى هستند که از این قاعده مستثنى بوده، به دور از محیطهاى اجتماعى زندگى مى کنند؛ البته آنان نیز از تأثیر این محیطها بى بهره نیستند. افراد انسانى ناگزیر از تعامل و داد و ستد روحى و فرهنگى با یکدیگرند که در ضمن آن زمینه هاى آشنایى، دوستى و همنشینى آنان فراهم مى آید و نیازهاى فطرى و عاطفى آنان تأمین مى شود. بنابراین، در زندگى بشرى، چاره اى از دوستى و همنشینى افراد انسانى با یکدیگر نیست. تک تک انسانها با طبایع و عواطف گوناگونى که دارند، نقاط مشترک یکدیگر را مى یابند و با هم دوست و همنشین مى گردند. از رهگذر این دوستیها، نتایج متعددى به بار مى نشیند و عواقب بد یا خوب و فواید گوناگونى نصیب انسان مى گردد.

در این میان، آیات قرآن کریم و بیانات حضرات معصومین علیهم السلام نقش بسیار مهمى در جهت دادن به این دوستیها و پرهیز از عواقب ناگوار دنیوى و اخروى آنها بر عهده دارند. عواقب وخیمى که از دوستان بد در دنیا گریبانگیر انسان مى شود و همچنین فوایدى که از دوستان خوب نصیب انسان مى گردد، در زندگى روزمره، کم و بیش مشهود است؛ اما آثار اخروى این عواقب و فواید را فقط مى توان در لا به لاى آیات قرآن کریم و بیانات حضرات معصومین علیهم السلام جستجو کرد. در اینجا به ذکر چهار نمونه از آیات مى پردازیم که نشانگر چهار نکته مهم در آخرت است:

حسرت به خاطر برگزیدن دوست بد

7pfgr5ha9o656snfps5i.jpg
«وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظّالِمُ عَلى یَدَیْهِ یَقُولُ یا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبیلاً * یا وَیْلَتى لَیْتَنی لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلیلاً لَقَدْ أَضَلَّنی عَنِ الذِّکْرِ بَعْدَ إِذْ جائَنی وَ کانَ الشَّیْطانُ لِلْإِنْسانِ خَذُولاً»؛

«و [به یاد بیاور] روزى را که [انسان] ظالم، دو دست خویش را [از شدت پشیمانى] با دندان گزیده، مى گوید: اى کاش با رسول خدا صلى الله علیه و آله راهى برگزیده بودم! اى واى بر من! کاش فلانى را به عنوان دوست خود انتخاب نکرده بودم! او مرا از یاد حق گمراه ساخت، بعد از آنکه [آگاهى] به سراغ من آمده بود و شیطان همیشه باعث سر افکندگى انسان است.»

شأن نزول
الف. این آیات درباره عقبة بن أبى معیط و أبىّ بن خلف که از دوستان قدیمى همدیگر بودند، نازل شده است. یکى از عادات عقبه این بود که هرگاه از مسافرت باز مى گشت، غذایى فراهم مى ساخت و بزرگان قومش را دعوت مى کرد و با پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نیز زیاد مجالست مى نمود. روزى از مسافرت باز گشت، غذایى فراهم نمود و میهمانى بزرگى ترتیب داد. پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نیز به میهمانى دعوت شد. هنگامى که موقع خوردن غذا فرا رسید، پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله از این فرصت براى هدایت عقبه استفاده کرد. او که از عادات اعراب در زشتى نخوردن غذا توسط میهمان با خبر بود، به عقبه فرمود: تا شهادت به وحدانیت خداوند متعال و رسالت من ندهى، از غذاى تو نمى خورم. عقبه گفت: «أَشْهَدُ أَنْ لا اِ لهَ اِلَّا اللّهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدا رَسُولُ اللّهِ.» خبر شهادتین عقبه به گوش ابىّ بن خلف که در آن مجلس حضور نداشت، رسید.

نزد او آمد و گفت: آیا تو نیز شیفته محمد صلى الله علیه و آله شده اى؟ عقبه گفت: نه، به خدا سوگند! مردى بر سر سفره من حاضر شده بود و حاضر نبود از غذاى من بخورد، مگر آنکه شهادتین را بر زبان جارى کنم. من شرم کردم که او غذا نخورده از منزل من برود. به همین سبب، شهادتین را گفتم. او نیز غذا خورد.

أبىّ بن خلف گفت: من هرگز از تو راضى نمى شوم، مگر اینکه نزد او بر ـ ـ وى و [نعوذ بالله] بر صورت او آب دهان بیفکنى. عقبه نیز چنین کرد و مرتد گردید. او علاوه بر این کار زشت خود، زهدان چهار پایى را گرفت و بر کتف آن حضرت افکند.

ضحاک مى گوید: «هنگامى که عقبه به صورت پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله آب دهان انداخت، آب دهان او [به اعجاز الهى] بر چهره خودش برگشت و گونه هایش را سوزانید؛ به گونه اى که جاى سوختگى گونه هایش تا هنگام مرگ بر صورت او بود.»

ب. برخى گفته اند: این آیات در حق هر کافر یا ظالمى که در کفر و ظلم از دیگرى پیروى کرده و متابعت امر الهى را ترک نموده، نازل شده است.

ناگفته پیداست که شأن نزول، هیچ گونه خصوصیتى ندارد و نمى توان آیات مذکور را تنها بر خصوص شأن نزول حمل کرد. معناى آیه عام بوده، شامل تمامى انسانهایى است که به وسیله دوستان بد از راه حق منحرف شده اند. همه آنان در روز قیامت حسرت مى خورند و از اینکه از راه حق تبعیت نکرده و به خاطر به دست آوردن رضایت دوستان، رضایت الهى را زیر پا نهاده اند، پشیمان مى شوند و دست خویش را از شدت پشیمانى با دندان مى گزند و مى گویند: «اى کاش با فلان کس دوست نشده بودم!»

عاقبت دوستان مؤمن و دوستان بد
قرآن کریم، احوال دوستان بد و خوب را در روز قیامت چنین توصیف مى کند:

«الْأَخِلاّءُ یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلاَّ الْمُتَّقینَ»؛ «دوستان در این روز دشمن همدیگرند، مگر پرهیزگاران.»

این آیه نشان مى دهد که دوستان بد، هر قدر هم که در دنیا دوستى شان عمیق باشد، در روز قیامت دشمنان یکدیگر مى شوند و دوستان خوب هر قدر هم که در دوستى شان ضعیف باشند، در روز قیامت هم دوستان همدیگر مى باشند.

اما علّت دشمنیها در این است که دوستان بد پس از دیدن صحنه هاى وحشتناک روز قیامت و رؤیت جهنم و بهشت، ازاعمال بد خویش به سختى پشیمان مى شوند و چون راه بازگشتى هم در کار نیست، بر طبق عادت همیشگى تمام خطاکاران، تقصیر گمراهى خویشتن را بر گردن دوستان خود مى اندازند و آنان را مقصر قلمداد مى کنند و بدین گونه، دوستیها به دشمنى تبدیل مى شود.

سرزنش دوستان بد، توسط دوستان مؤمن
قرآن کریم حکایتى عبرت آموز از اهل بهشت نقل مى کند، بدین ترتیب: در حالى که بهشتیان غرق در نعمتهاى بهشتى هستند، یکى از آنان به یاد یکى از دوستان بد خویش مى افتد و احوال او را از دوستان بهشتى خود مى پرسد و ناگهان او را در قعر جهنم مى بیند و شروع به سرزنش او مى کند:

«فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ یَتَساءَلُونَ قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ إِنِّی کانَ لی قَرینٌ * یَقُولُ أَ إِنَّکَ لَمِنَ الْمُصَدِّقینَ * أَ إِذا مِتْنا وَ کُنّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنّا لَمَدینُونَ * قالَ هَلْ أَنْتُمْ مُطَّلِعُونَ فَاطَّلَعَ فَرَآهُ فی سَواءِ الْجَحیمِ * قالَ تَاللّهِ إِنْ کِدْتَ لَتُرْدینِ * وَ لَوْ لا نِعْمَةُ رَبِّی لَکُنْتُ مِنَ الْمُحْضَرینَ»؛

«بعضى [از بهشتیان] رو به بعضى دیگر کرده، مى پرسند. یکى از آنها مى گوید: من همنشینى داشتم که همیشه مى گفت: آیا به راستى تو از تصدیق کنندگان هستى [و این سخن را باور کرده اى] که وقتى ما مردیم و به خاک و استخوان تبدیل شدیم، [زنده شده و] جزا داده مى شویم! سپس مى پرسد: آیا [از او] اطلاعى دارید؟ ناگهان از احوال او آگاه مى شود و او را در وسط جهنم مى بیند. مى گوید: به خدا سوگند! نزدیک بود مرا به هلاکت بکشانى و اگر نعمت پروردگارم نبود، من نیز از احضار شدگان [در دوزخ[ بودم.»

حسرت کفار از نداشتن دوست خوب

qj5tsalbbk3jhw4aalg.jpg
خداوند متعال سخن بعضى از جهنمیان را چنین نقل مى فرماید:

«فَما لَنا مِنْ شافِعینَ * وَ لا صَدیقٍ حَمیمٍ»؛ «ما هیچ شفاعت کننده و دوست مهربانى نداریم.»

این آیات را با بیان روایتى که جابر بن عبد الله انصارى از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نقل کرده، توضیح مى دهیم:

آن حضرت فرمود: «إِنَّ الرَّجُلَ یَقُولُ فِی الْجَنَّةِ مَا فَعَلَ صَدِیقِی فُلَانٌ وَ صَدِیقُهُ فِی الْجَحِیمِ فَیَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى أَخْرِجُوا لَهُ صَدِیقَهُ إِلَى الْجَنَّةِ فَیَقُولُ مَنْ بَقِیَ فِی النَّارِ فَما لَنا مِنْ شافِعِینَ وَ لا صَدِیقٍ حَمِیمٍ؛ مردى [از بهشتیان] در بهشت مى گوید: فلان دوستم چه مى کند؟ در حالى که دوستش در جهنم است. خداوند متعال [به فرشتگان] مى فرماید: دوست او را به نزدش در بهشت ببرید. بقیه جهنمیان مى گویند: ما هیچ شفاعت کننده و دوست مهربانى نداریم.»

و امام صادق علیه السلام در اهمیت دوست خوب به این آیات استناد جسته، مى فرماید:

«جایگاه دوست خوب، بسیار بالاست؛ به گونه اى که جهنمیان به او پناه برده، او را قبل از خویشاوند مهربان [خویش] مى خوانند. خداوند متعال به نقل از آنان چنین مى فرماید: ما هیچ شفاعت کننده و دوست مهربانى نداریم.»

یکى از ثمرات اخروى دوست خوب، همین است که در آیات و روایات ذکر شده، به آن اشاره شد؛ بدین معنا که انسان خطا کار جهنمى به احترام دوست خوبى که در دنیا داشته است، ممکن است مورد آمرزش قرار گیرد و خلاصى یابد و به دوست بهشتى اش بپیوندد.

اهمیت انتخاب دوست خوب
پس از بیان عواقب و خیم انتخاب دوست بد و فواید انتخاب دوست خوب، با توجه به اهمیتى که این مسئله در روایات حضرات معصومین علیهم السلام دارد، این بحث را در روایات پى مى گیریم.

در روایتى از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله به نقل از امام صادق علیه السلام چنین مى خوانیم: «الْمَرْءُ عَلَى دِینِ خَلِیلِهِ فَلْیَنْظُرْ أَحَدُکُمْ مَنْ یُخَالِل؛ «انسان بر دین دوست خویش است. پس هر کدام از شما باید بنگرد که با چه کسى دوستى مى کند.»

این روایت و روایاتى از این دست، نشانگر تأثیر دوست در شکل گیرى ایمان دینى و اعتقاد مذهبى افراد انسانى است. در بعضى از روایات، دوست به عنوان ملاک بدى و خوبى، دیندارى و بى دینى معرفى شده است. به عنوان نمونه، دو روایت را نقل مى کنیم:

1. امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: «... فَمَنِ اشْتَبَهَ عَلَیْکُمْ أَمْرُهُ وَ لَمْ تَعْرِفُوا دِینَهُ فَانْظُرُوا إِلَى خُلَطَائِهِ فَإِنْ کَانُوا أَهْلَ دِینِ اللَّهِ فَهُوَ عَلَى دِینِ اللَّهِ وَ إِنْ کَانُوا عَلَى غَیْرِ دِینِ اللَّهِ فَلَا حَظَّ لَهُ مِن دِینِ اللَّهِ؛... پس هر گاه امر کسى بر شما مشتبه شد و دین او را نشناختید، به همنشینان او نگاه کنید. اگر آنان اهل دین خدا بودند، او نیز بر دین خداست و اگر بر غیر دین الهى بودند، او نیز بهره اى از دین خدا نبرده است.»

2. حضرت سلیمان علیه السلام فرمود: «در باره کسى قضاوت نکنید تا به دوستان او بنگرید؛ زیرا انسان به وسیله دوستان و یارانش شناخته شده، به هم صحبتها و رفقایش منسوب مى شود.»

و در روایتى از حضرت امام صادق علیه السلام ، دوست دشمن به عنوان دشمن قلمداد شده است:

«صَدِیقُ عَدُوِّ عَلِیٍّ علیه السلام عَدُوُّ عَلِیٍّ علیه السلام ؛ دوستِ دشمن حضرت على علیه السلام ، دشمن آن حضرت است.»

و بر طبق روایتى از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله ، تنها ماندن بهتر از گزینش دوست بد است:

«اَلْوَحْدَةُ خَیْرٌ مِنْ قَرِینِ السَّوْءِ؛ تنهایى بهتر از دوست بد است.»

معیار گزینش دوست

1j7mizwagd07bds5x8.jpg
با توجه به اهمیت ویژه اى که احتراز از دوست بد بر اساس دیدگاه حضرات معصومین علیهم السلام دارد، این مفهوم در روایات متعددى بیان شده که به نقل و بررسى بعضى از آنها مى پردازیم:

حضرت امام صادق علیه السلام در باره مفهوم دوست خوب و بد چنین مى فرماید:

«اُنْظُرْ إِلَى کُلِّ مَنْ لَا یُفِیدُکَ مَنْفَعَةً فِی دِینِکَ فَلَا تَعْتَدَّنَّ بِهِ وَ لَا تَرْغَبَنَّ فِی صُحْبَتِهِ فَإِنَّ کُلَّ مَا سِوَى اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى مُضْمَحِلٌّ وَخِیمٌ عَاقِبَتُهُ؛ هر کس که منفعت دینى به تو نرساند، بشناس! به او توجهى مکن و رغبتى به همراهى با او نداشته باش؛ زیرا آنچه غیر از خداوند تبارک و تعالى است، نابود شدنى و عاقبت آن ناگوار است.»

بر اساس این روایت، ملاک دوستى و گزینش دوست، رسیدن به منافع دینى و اخروى است. هر کس این منفعت را نصیب انسان کند، «دوست خوب» است و مى توان او را به دوستى برگزید و هر کس چنین منفعتى را به انسان نرساند، «دوست بد» است و از همنشینى با او باید پرهیز کرد.

در بعضى از روایات، پاره اى از ویژگیهاى دوستان بد به همراه علت احتراز از آنان ذکر شده است. مهم ترین این مصادیق عبارت است از: انسانهاى شرور، احمق، بخیل، ترسو، دروغگو، کافر، فاجر، فاسق و قاطع رحم. روایاتى از این دست را ذکر مى کنیم:

1. امام محمد باقر علیه السلام فرمود: «لَا تُقَارِنْ وَ لَا تُوَاخِ أَرْبَعَةً الْأَحْمَقَ وَ الْبَخِیلَ وَ الْجَبَانَ وَ الْکَذَّابَ أَمَّا الْأَحْمَقُ فَإِنَّهُ یُرِیدُ أَنْ یَنْفَعَکَ فَیَضُرُّکَ وَ أَمَّا الْبَخِیلُ فَإِنَّهُ یَأْخُذُ مِنْکَ وَ لَا یُعْطِیکَ وَ أَمَّا الْجَبَانُ فَإِنَّهُ یَهْرُبُ عَنْکَ وَ عَنْ وَالِدَیْهِ وَ أَمَّا الْکَذَّابُ فَإِنَّهُ یَصْدُقُ وَ لَا یُصَدَّقُ؛ با چهار شخص همنشین نشو و برادرى نورز: احمق، بخیل، ترسو، دروغگو. اما احمق؛ چون او مى خواهد به تو نفع برساند، ولى ضرر مى زند. اما بخیل؛ چون از تو مى ستاند، اما به تو نمى بخشد. اما ترسو؛ چون از تو و پدر و مادر خویش مى گریزد. اما دروغگو؛ چون راست مى گوید، ولى تصدیق نمى شود.»

2. امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: «...إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه و آله کَانَ یَقُولُ مَنْ کَانَ یُوءْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الآْخِرِ فَلَا یُوَاخِیَنَّ کَافِراً وَ لَا یُخَالِطَنَّ فَاجِراً وَ مَنْ آخَى کَافِراً أَوْ خَالَطَ فَاجِراً کَانَ کَافِراً فَاجِراً؛... پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله همواره مى فرمود: هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد، با هیچ کافرى برادرى نکند و با هیچ بدکارى رفت و آمد نداشته باشد، و هر کس با کافرى برادرى نماید و یا با بدکارى رفت و آمد داشته باشد، کافر بدکار خواهد بود.»

3. از ابن عباس نقل شده است که گفته شد: «یَا رَسُولَ اللَّهِ أَیُّ الْجُلَسَاءِ خَیْرٌ قَالَ مَنْ ذَکَّرَکُمْ بِاللَّهِ رُوءْیَتُهُ وَ زَادَکُمْ فِی عِلْمِکُمْ مَنْطِقُهُ وَ ذَکَّرَکُمْ بِالآْخِرَةِ عَمَلُه؛ اى پیامبر خدا! کدام یک از همنشیان بهترند؟ فرمود: کسى که دیدن او شما را به یاد خدا بیندازد، سخن گفتن او بر دانش شما بیفزاید و عمل او شما را به یاد آخرت بیندازد.»

4. امام صادق علیه السلام نیز ملاکى دقیق ارائه مى دهد؛ آنجا که به یکى از یارانش مى فرماید:

«مَنْ غَضِبَ عَلَیْکَ مِنْ إِخْوَانِکَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ فَلَمْ یَقُلْ فِیکَ شَرّاً فَاتَّخِذْهُ لِنَفْسِکَ صَدِیقاً؛ هر کدام از برادرانت که سه بار بر تو خشم گرفت، ولى در باره تو سخن بدى نگفت، او را به عنوان دوست برگزین!»

رعایت دو نکته در دوستى
در انتهاى این بحث، با استمداد از دو روایت، دو ادب از آداب دوستى را ذکر مى کنیم:

1. رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: «إِذَا أَحَبَّ أَحَدُکُمْ صَاحِبَهُ أَوْ أَخَاهُ فَلْیُعْلِمْهُ؛ هنگامى که یکى از شما، همنشین یا برادرش را دوست داشت، او را آگاه سازد!»

2. امام صادق علیه السلام فرمود: «لَا تُطْلِعْ صَدِیقَکَ مِنْ سِرِّکَ إِلَّا عَلَى مَا لَوِ اطَّلَعَ عَلَیْهِ عَدُوُّکَ لَمْ یَضُرَّکَ فَإِنَّ الصَّدِیقَ قَدْ یَکُونُ عَدُوَّکَ یَوْماً مَا؛ دوستت را بر سرّت تنها به مقدارى آگاه ساز که اگر دشمنت بر آن آگاهى یابد، تو را ضررى نرساند؛ زیرا دوست گاهى به دشمن تبدیل مى گردد.»
 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
م بازیار
پنجشنبه 7 بهمن 1389


( کل صفحات : 19 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   ...   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل